بابایی واسه یسنا طوطی خریده
سلام به روی ماه دخملم![]()
یسنا جونم یکی از روزای عید امسال بابایی و عمو رضا رفتن بیرون باهم و گفتن که میخوان برن تا واسه
آکواریوم عمو مهتابی بگیرن.ما اونشب خونه باباجون دعوت بودیم.و بابایی و عمو دیر اومدن.و من هرچی از بابایی پرسیدم چرا دیر اومدین چیزی نگفت.![]()
تا اینکه آخر شب اومدیم خونه و من دیدم یه جعبه بزرگ بیسکویت با یه بسته سرلاک بچه کنار بخاریه.فکر
کردم بابایی رفته واست سرلاک و بیسکوییت خریده آخه سر جعبه بسته بود.سرلاک را برداشتم بردم تو اتاق
به بابایی گفتم آخه مگه یسنا از این چیزا میخوره که رفتی خریدی؟
دیدم بابایی خندش گرفت و گفت خوب چه اشکال داره شاید خورد.![]()
یه دفعه با دیدن خنده بابایی فهمیدم یه خبرایی هست و زود رفتم سراغ جعبه.تا سرشو باز کردم دیدم یه
جوجه شاه طوطی خوشمل توشه و تا منو دید شروع کرد به سرو صدا کردن
.
بقیه در ادامه مطلب.....
آخه گرسنه بود. و غذا میخواست. تو هم تا صداشو شنیدی بدو بدو اومدی کنار من و با
دیدینش کلی ذوق کردی و از خوشحالی داد میزدی.اونشب کلی ذوق کردیم و از بابایی تشکر کردیم
روز بعد دنبال یه اسم خوشمل واسش بودیم و اول اسمشو آنجل گذاشتیم.اما بعد تصمیم گرفتیم اسمشو
بزاریم کندی(kandy) .و به قول تو تندی(tandy) ![]()
تو همین ده روزی که کندی پیشمونه کلی بهش وابسته شدیم و با شیرین کاریاش خودشو تو دل هر
سه تامون حسابی جا کرده
.تو هم که قبلا وقتی از خواب بیدار میشدی کلی غر میزدی و تا
یه ربعی بداخلاقی میکردی، با اومدن کندی ، تا از خواب بیدار میشی اول پا میشی میری کنارش و بهش سلام میکنی و نازش میکنی میشینی کنارش و کلی میخندی واسه کاراش
.
کندی هم تورو خیلی دوست داره و گاهی تا تو میری طرفش میپره بالا و بالاشو باز میکنه و تو فکر میکنی که میخواد بخوره تورو و داد میزنی و فرار میکنی قربونت برم
الان یکی دو روزی هست که کندی داره تمرین میکنه که پرواز کنه آخه همش تند تند بال میزنه و سعی میکنه
بپره.اما هنوز موفق نشده
این هم یه عکس از یه شاه طوطی بزرگ
کندی ما هم وقتی بزرگ شه این شکلی میشه
راستی عمو رضا و عمه سیما هم اونشب یه جوجه شاه طوطی خریدن با ما. اونا اسمشو کاپیتان گذاشتن.
دوست دارم یسنا جونم خیلی زیادددددددد


بابایی واسه یسنا طوطی خریده 
